عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

89

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

با توجه به فهمش به محتواى قرائتش ، جايز است امّا در خصوص آن ، عرب گمنام ، شكى در پيوستن وى به همتايانش كه اخبارشان را از راغب اصفهانى روايت كرديم وجود ندارد و شخصى چون فرّاء كه از پيشوايان قاريان است ، اشتباه وى را اصلاح كرده است . ابن جنّى از قرائت انس ( يجمزون ) دفاعى كرده است كه خوب است در اين جا نقل شود . وى چنين مىگويد : « ظاهرا گذشتگان حرفى را به جاى حرفى ديگر ، بدون آن كه قرائتى به آن پيشى گرفته باشد قرائت مىكردند امّا با هماهنگى در معنا . اين موضعى است كه اگر چنين باشد ، سرزنش كننده‌اى به چنين قرائتى طعنه مىزند و مىگويد : تمام اين حروف [ وجوه قرائتى ] از پيامبر [ ص ] نيست و اگر از او باشد ، جا به جايى واژه‌اى جاى واژهء ديگر تا وقتى كه چنين اختيارى از سوى پيامبر بدان داده نشده ، جايز نمىباشد و نيز اثر اين حروف از پيامبر [ ص ] باشد ، قرائت « يجمزون » هم انكار نمىشود . امّا تنها چيزى كه هست حسن ظنى است كه به انس وجود دارد و به تقدم قرائت به اين سه وجه « يجمحون ، يجمزون و يشتدّون » فرا مىخواند . چنان كه وى مىگويد : به هر قرائتى از اين سه ، كه مىخوانى ، بخوان كه همهء آنها از پيامبر [ ص ] شنيده شده است ، چون فرمود : « قرآن بر هفت حرف نازل شده است كه همگى شافى و كافى هستند » . اگر گفته شود : اگر همهء اين حروف خوانده شده باشند ، حتما به ما مىرسيد ؟ گفته مىشود : مگر انس در رساندن آن كافى نيست ؟ امّا اگر گفته شود : انس آن حروف را به عنوان قرائت حكايت نكرده است بلكه بين آنها در معنا جمع كرده است و علت جواز قرائت را به معنا دانسته است نه به اين علّت كه قرائتى پيشين باشد ؟ گفته مىشود : پاسخ آن ، همان حسن ظن به انس است كه قبلا ذكر شد . » « 1 » ما يقين داريم كه قرائت اين وجوه از جانب پيامبر [ ص ] مجاز بوده است امّا با جمع قرآن در يك مصحف توسط عثمان پايان يافت از اين‌رو هيچ كس حق ندارد بعد از اجماع بر مصحف عثمان به آن وجوه ، قرائت نمايد . البته اين وجوه از باب تفسير مىتواند ذكر شود ولى از باب تلاوت نه ، چنان كه وضع موارد زيادى در مصاحف صحابه ، اين چنين است .

--> ( 1 ) ابن جنّى ، المحتسب ، ص 72 .